محمد باقر ملكيان
68
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )
روى بذر تكوين ، و نواميس هستى جوانه زده و رشد كند ، و از آن نواميس منشأ گيرد ، ولى دانشمندان و قانونگذاران ، اساس قوانين خود و نظريات علمى خويش را بر تحول اجتماع بنا نموده ، معنويات را به كلى ناديده مىگيرند ، نه به معارف توحيد كار دارند ، و نه به فضائل اخلاق ، و به همين جهت سخنان ايشان همه بر سير تكامل اجتماعى مادى ، و فاقد روح فضيلت دور مىزند ، و چيزى كه هيچ مورد عنايت آنان نيست ، كلمه عاليه خداست . تحدّى به كسى كه قرآن بر وى نازل شده قرآن كريم بشر را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، كه آورنده آن است ، تحدى كرده و فرموده : آوردن شخصى امى و درس نخوانده و مربى نديده كتابى را كه هم الفاظش معجزه است و هم معانيش ، امرى طبيعى نيست ، و جز بمعجزه صورت نمىگيرد : قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ ، وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ ، فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ ، أَ فَلا تَعْقِلُونَ « 1 » . آرى ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سالها به عنوان مردى عادى در بين مردم زندگى كرد ، درحالىكه نه براى خود فضيلتى و فرقى با مردم قائل بود ، و نه سخنى از علم به ميان آورده بود ، حتى احدى از معاصرينش يك بيت شعر و يا نثر هم از او نشنيد ، و در مدت چهل سال كه دو ثلث عمر او مىشود ، با اين حال آن جناب در اين مدت نه مقامى كسب كرد و نه يكى از عناوين اعتبارى كه ملاك برترى و تقدم است به دست آورد ، آنگاه در رأس چهل سالگى ناگهان طلوع كرد و كتابى آورد ، كه فحول و عقلاى قومش از آوردن چون آن عاجز ماندند ، و
--> ( 1 ) . سوره يونس : 16 .